آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت پانزده :
| راوی |
- بفرمایید خاله جان.
الهام؛ چشمان پُف کردهاش را باز کرد و آبمیوه را از دست عرفان گرفت و زیر لب تشکر کرد.
زنِ بیچاره ساعتها پشت اتاق عمل به گریستن و چنگ زدن سر و صورتش مشغول بود.
نِی را به آبمیوه وصل کرد و چند جرعهای از آبمیوه را فرو فرستاد.
عرفان، کنار الهام روی صندلیهای طوسی رنگ انتظار نشست.
دستی به ریشهای پرپشتش کشید.
تردید داشت حرفش را به الهام بگو
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
دشمن خونی الهام شدیا😂
۲ هفته پیشیه بنده خدا
0نه میدونی چیه؟نمیدونم چرا ازش خوشم نمیاد بدمم نمیاد یه جوریم نسبت بهش نمیدونم، میفهمی چی میگم دیگه؟ 😂😂
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حله🤭😂
۲ هفته پیشمعصومه
0ولی الهام می تونست به آشوب بگه قصد نداره مزدوج بشه نه که قایم کنه، آشوبم که عمل شد، خدا بخیر کنه از همین اول کاری مصیبت شروع شد
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید چون میدونست آشوب جنبهی شنیدنش رو نداره😂🫠
۲ ماه پیشنگار
0دلم برا الهام سوخت وایی الان صحنه هیجانی داستانه یعنی وقتی اتفاقات بد شروع میشه و آشوب هم دچار قدرت هوایی میشه وایی آخ جونم مرسی حدیث خوشگلم💙💙
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قدرت ماوراءی🙃
۳ ماه پیشبرفین
1نمدونم واس چی ولی بدجور الهام از چشم افتاد دیگه واسم وایب اون زن فدا کارو نداره
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید کاسهای زیر نیم کاسه باشه، صبور باش
۳ ماه پیشفیوزپفیوز
0پپپپششممممااممممممم بلاخره اومدددد؟یعنی اول تو بدن اون دختره بود بعد اومد پیش اشوب؟
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤔کدوم دختره
۴ ماه پیشفیوزپفیوز
0همون دختره که قلبشو دادن اشوب،،،،یعنی اول قدرتا واسه اون بود یا کلا ربطی نداره؟
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چی بگم.. نمیتونم تأیید یا رد کنم
۴ ماه پیشفاطمه ❤️
0آفرین به مامان الهام من به تو ایمان داشتم. خوب، خدارو شکر قضاوت نکردم 💖💜💜💜
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هنوز هم مطمئن نباش🧐
۵ ماه پیشفاطمه ❤️
0واقعاً داره دروغ میگه یعنی 🧐🧐
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بریم جلوتر ببینیم چی میشه
۵ ماه پیشنسترن
0هیجان رمان مثل اینکه از اینجا داره شروع میشه
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
همینطوره🫶
۵ ماه پیشدیانا
0نکنه شازده سوار بر الاغمون دکترهههه؟؟
۵ ماه پیشآتانازدلارام
0شاهزاده سوار بر الاغ 😂😂شوهرم وقتی این حرفمو شنید رسما مثل بچه ها قهر کرد گفت مگه من با الاغ اومدم خاستگاریت منم به شوخی گفتم نه با الاغ اومدی دم مدرسه من تا دیدم بزنی رسما قهر کرد مجبور شدم نازشو بکشم😂😂🤣
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
الهی🥲😂
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه عزیزدلم
۵ ماه پیشSara
0خداروشکراشوب قشنگم زندست✨️🌱 وبلهه به صحنه های هیجانی انگارداریم نزدیک میشیمم🥹🫡
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بلهههه از این پارت به بعد ژانرهای اصلی رمان وارد داستان میشن
۵ ماه پیشSara
0کیلیلییییی مبارکههههه💃🏻💃🏻💃🏻 محشرهههه بی نظیرههه💃🏻💃🏻😂
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
زیادی قراره محشررررر باشه😂
۵ ماه پیشSara
0عالیههه خدایاشکرتتت💃🏻💃🏻💃🏻😂🤭
۵ ماه پیشدیانا
0اخ جوووووووووووووووون
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
جون، تو فقط راضی باش♥️
۵ ماه پیشBiti
0بابا عیشقم مهم نیته،سریع قبل که پوری بچم و دادی به اون دختره ی بیشعولل اینجا دیگه عقل میگه از همون اول جلوگیری کنم اسم خودم و بزاری کنارش هیچ الاغی نگاش نکنه😂😂😂😂😂😂🥹🎀
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
میترسم شرمندهات بشم دوباره🤣
۵ ماه پیشBiti
0فقط اسم خودم و هم به عنوان پارتنرش کنارش بزن که رو بچم کراش نزننننن🥹😂😂🔪🔪🔪🎀فقط همون شکلی که گفتم باشه،اصلا ماچ کردنی،دوست دارم مرسیی😂😂😂🎀
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
توقعت خیلی بالاست عشقیم😂
۵ ماه پیشالهه
0امیدوارم جنی منی نباشه رمان من طاقتشو ندارم 😭😂
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
طاقتت رو بالا ببر چون بدتر از جن و مِن در پیش داریم😂
۵ ماه پیشNana
0دلم برا مامان اون دختر خیلی میسوزه
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سخته..
۵ ماه پیششمع
0من تا پارت بعدی چحوری صبر کننننمممممممممممم 🥵🤕
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فردا پارت داریم گل
۵ ماه پیششمع
0خیلی خوشالم ک این رمان قشنگو شروع کردم 🙆 ♀️خیلی وقت بود دنبال رمان میگشتم ولی همشون آبکی بود. رمانت بینظیرههههه 🤕🤭 حیف که تعداد لایکا کمه 💙🤍
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حمایت کنید که تعداد لایکها هم بالا برن عزیزم😁
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

یه بنده خدا
1الهام جون همچین سوتفاهم هم نبوداا اگه فقط تو رودروایسی کفتی بیان پس چرا اون قدر از نبود اشوب چشات برق زد؟ وقتی میخواست با خواهرش بره چرا پا نشدی بگی وایسا و همینجور نگا کردی؟و خیلی چراهای دیکه فکر نکن حداقل دل من یکی واست بسوزه و بگم اخی انگار اشتباه کردیم😏🤣